تبليغاتX
مذهبی
جمعه بیست و یکم تیر 1387


عاقبت دروغگويي

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:

«كَفى بِالمَرء كَذِباً اَن یحدث بِكُل ما سَمع؛‌(1) براى دروغگو شدن این بس كه انسان هر چه مى‏شنود نقل كند.»

در شبانه روز،‌ در مراودات خود، حرف‌ها و خبرهای بسیاری می‌شنویم كه قطعاً همه آنها راست و درست نیستند. و در نقل كردن آنها باید دقت نظر بسیاری داشته باشیم. كسى كه هر چه مى‏شنود را  نقل كند، سخنش نزد خردمندان ارزش ندارد.

این مسئله به قدری قابل توجه است كه علماى حدیث نیز، دانشمندانى را كه بر اقوال چنین افرادی اعتماد كرده یا از آنان نقل حدیث ‏مى‏كنند، چندان محترم نمى‏شمارند.

احمد بن محمد بن عیسى كه از علماى زمان حضرت رضا و حضرت ‏جواد و حضرت هادى ‏علیهم السلام بوده است، یكی از دانشمندان را به دلیل روایت از راویان ضعیف القول از شهر قم‏ بیرون كرد.

پس باید دقت كنیم كه یكی از مواردی كه باعث دروغگویی انسان می‌شود اینست كه هر چه می‌شنود، بدون توجه به صحت و سقم آن، سخن را برای دیگران بیان می‌كند. 

 

منبع:

سفینة البحار، ج 7، ص 456.

 

جمعه بیست و یکم تیر 1387


دروغ و گناه

رسول خدا صلى الله علیه و آله می‌فرماید:

«انّ المؤمنَ اذا كذب بغیرِ عُذر لَعنه سَبعونَ الفَ ملك و خرجَ مِن قلبهِ نتن حتى یبلغ‏ العرش (1)؛ مؤمن هرگاه بدون عذر دروغ بگوید، هفتاد هزار ملك، لعنتش مى‏كنند (یعنى از خدا مى‏خواهند كه از رحمت ‏خود دورش سازد، مورد لطفش قرار ندهد) و نیز بر اثر دروغ، بوى تعفن از قلبش بیرون مى‏آید كه جهان را پر مى‏كند و مى‏رود تا به عرش خداى‏ برسد.»

هر گناهى صورتى در پرده دارد كه در عالم بصیرت و حقایق، بدان نمایان مى‏شود؛ كسى كه شایستگى پس زدن این پرده و دیدن حقایق را داشته باشد، شاید بتواند چهره كریه و زشت پنهانى گناه را ببیند؛ چنان كه نیكوكارى‏ها نیز هر كدام صورتى بسیار زیبا در عالم مثال دارند، كه اگر چشم دل به آن عالم گشوده شود، آن چهره‏هاى زیبا را خواهد دید.

دروغگو نیز در آن عالم، چهره‏اى زشت و صورتی منفور دارد كه یكى از خصوصیات آن، بوى گندى است كه از قلبش خارج مى‏شود كه آسمانیان و ملكوتیان‏ را از او بیزار و متنفر مى‏سازد.

دروغگو را مادامى كه دروغ مى‏گوید در آن عالم قدس راهى نیست. عالم قدس، جهان آسایش و خوشبختى است. چگونه مى‏شود كسى را در آن جهان، بار باشد، در صورتى كه قدسیان از وجودش در عذاب باشند.

دروغگو، در این جهان، رسوا و سخنانش نزد همه كس بى ارزش مى‏باشد.

مى‏گویند: دروغ كه از دور مى‏آید، یك پایش مى‏لنگد، یعنى همه كس دروغ را تشخیص مى‏دهد.

ممكن است كسانى دروغِ ‏دروغگو را به رخش نكشند، ولى در دل از او بیزار ‏باشند و براى سخنش اعتبارى ‏قائل نباشند؛ و در پشت‏ سر، دروغگویى او را به دگران ب‏گویند و تعفن رسوایى او را پراكنده‏تر مى‏سازند.

 

پی‌نوشت:

1- محمد بن محمد سبزوارى، جامع الاخبار، ص 417، فصل فی الكذب و الصدق، ح 1158.

 

منبع:

شب پنج‌شنبه،‌ ج 4،‌ سید رضا صدر.

پنجشنبه بیستم تیر 1387


انتظار

امام غایب و پنهان چه فایده‌ای دارد؟

وجود امام معصوم‏علیه‏السلام سر چشمه فایده‏ها وبركات فراوانى است كه به حضور او اختصاص ندارد. از جمله مى‏توان دو فایده زیر را برشمرد:

  • الف) با دلایل فراوانى ثابت شده كه امام‏علیه‏السلام فردِ كامل انسانیت و حلقه اتصال عالم ظاهر و باطن است. اگر امام نباشد، رشته عالم ماده و معنا گسسته مى‏گردد. قلب پاك امام معصوم‏علیه‏السلام تجلى گاه انوار الهى است. عنایت‌هاى غیبى در آغاز بر آیینه قلب ملكوتى امام مى‏تابد و به واسطه او به سایر موجودات مى‏رسد؛ به عبارت دیگر، حجت الهى در زمین، واسطه در گرفتن و رساندن عنایت‏ها و بركت‏هایى است كه دیگران استعداد و زمینه دریافت مستقیم و بى‌واسطه‏ آن را ندارند. امام‏علیه‏السلام روح آفرینش و جان جهان شمرده مى‏شود و ارتباط و انسجام اجزا و اعضاى نظام هستى به وجودِ او وابسته است. اگر امام‏علیه‏السلام نباشد، خداوند - چنان كه شایسته است - شناخته و عبادت نمى‏گردد و روشن است كه در وجود این آثار بین حضور و غیبت امام‏علیه‏السلام تفاوتى نیست.

وظیفه امام‏علیه‏السلام تنها بیان ظاهرى معارف و راهنمایى صورى مردم نیست. امام ولایت و رهبرى باطنى اعمال را نیز بر عهده دارد و حیات معنوى مردم را تنظیم مى‌كند و حقایق اعمال آنان را به سوى خدا حركت و جهت مى‏دهد. بدیهى است كه حضور و غیبت جسمانى امام‏علیه‏السلام در این مورد تأثیرى ندارد و امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم احاطه و اتصال دارد. وجود امام همواره لازم است، هرچند هنگام ظهور و اصلاح جهانى‌اش نرسیده باشد.

انسان در زندگى، حیاتى باطنى و معنوى دارد كه از اعمالش سرچشمه مى‏گیرد و سعادت و شقاوت ابدى‌اش به طور كامل به آن بستگى دارد. از طرف دیگر، پیامبران و امامان‏علیه‏السلام خود نیز به دینى كه مردم را به آن راهنمایى مى‏كنند و رهبرى آن را بر عهده دارند، عمل مى‏كنند و از همان حیات باطنى كه مردم را به سوى آن حركت مى‏دهند، برخوردارند؛ زیرا خداوند تا كسى را هدایت نكند، هدایت دیگران را به او نمى‏سپارد. در نتیجه امام‏علیه‏السلام علاوه بر ارشاد و هدایت ظاهرى داراى نوعى هدایت و جاذبه معنوى است و به وسیله حقیقت و نورانیت و باطن ذاتش در قلب‏هاى شایسته و آماده دخل و تصرف كرده، آن‏ها را به سوى كمال و هدف آفرینش جذب مى‏كند.

  • ب) اصل وجود امام ‏علیه‏السلام مایه دلگرمى و قوت قلب بندگان خدا و رهروان راه هدایت و سعادت است. وجودِ امام زنده‏اى كه پناهگاه مردم و پشتیبان و حافظ دین و شریعت به شمار مى‌آید، نیرو بخش دل‌هاى مؤمن و سدى در برابر هجوم اهریمن نومیدى بر روح پاكان است. ایمان به مهدى غایب علیه‌السلام و انتظار فرج و ظهورش، مایه امیدوارى دل‏هاى منتظر و بزرگ‏ترین اسباب موفقیت و پیشرفت در راه هدف است.

امینی، ابراهیم، كتاب دادگستر جهان، ص 154.

پنجشنبه بیستم تیر 1387


آزادي


بهترین برادر علی علیه‌السلام توسط خود آن حضرت معرفی شده‌ است. از دیروز تا سیزده رجب هر روز یكی از نشانه‌ها و ویژگی‌های برادران حقیقی مولا را مرور می‌كنیم تا شاید بتوانیم با تحقق این صفات در وجودمان، برادر انسان بزرگواری مانند مولا شویم.  

حضرت علی علیه‌السلام دومین ویژگی از صفات دوازده گانه برادر و دوست خود را در حدیث 289 كلمات قصار نهج البلاغه  اینگونه توصیف می‌فرماید:

«وَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ ؛

از سلطه شكم خود بیرون بود. چیزی را كه نمی‌یافت آرزو نمی‌كرد و چون به آن دست می‌یافت، بیشتر از نیازش مصرف نمی‌كرد.»

شهوت شكم، سرآغاز حركت انسان به سوی غرایز حیوانی است. كسی كه كنترل شكم خود را نداشته باشد، در برابر دیگر غرایز نیز گرفتار شده، هرگز نمی‌تواند خود را رها سازد. راز رسیدن به رهایی از اسارت شهوت‌ها همین است كه این برادر و دوست مولا داشته: چیزی را كه نمی‌یافته یا متعلق به خود نمی‌دانسته یا شایسته وجود پرورش یافته خود نمی‌دیده است، هرگز نمی‌خواسته و دنبال نمی‌كرده است و چون به نعمتی دست پیدا می‌كرد، آن را با حرص و ولع نمی‌بلعید، بلكه از آن نعمت به اندازه نیاز انسانی خودش استفاده می‌كرد.

نتیجه آن كه دوست حضرت چه بر حلال و چه بر حرام حریص نبود؛ قانع و شاكر بود و نه حریص و ناسپاس.

پنجشنبه بیستم تیر 1387



بازهم شب آرزوها رسید.

شبی که می‌گویند هر آرزویی داشته باشی برآورده می‌شود.

نمیدونم چرا بین این همه جمعه و شب جمعه، شب جمعه اول ماه رجب رو برای شب آرزوها انتخاب کردند. کارهای خدا بی‌حکمت نیست، حتما دلیلی خاص برای این انتخاب وجود داشته.

این شب هم رسید، چه آرزویی می‌كنی؟

معمولا وقتی حرفی از آرزو و آرزوها می‌شه دنبال چیزهایی هستیم که جنبه رویایی داره ولی دست یافتن بهش زیاد هم سخت نیست، ولی خب اتفاق هم می‌افته که آرزو جنبه تخیلی پیدا می‌کنه و انسان با تفکر بهش از مسیر عادی زندگیش دور می‌شه.

اغلب آرزو کنندگان آرزو می‌کنند که کار، همسر، زندگی، مسکن، تحصیلات … مناسب گیرشون بیاد تا کمتر سختی ببینند و راحت‌تر زندگی کنند. خب برای عده ای این آرامش وابستگی مادی داره و برای عده ای وابستگی معنوی. ولی کمتر کسی پیدا می‌شه که در یک همچین شبی به فکر خودش نباشه و به فکر چیزهایی باشه که به پیشرفتش و هدف نهاییش(انسان) از زندگی کمک می‌کنه. دینی که همچین شبی رو در روزهای سالش تعیین کرده، چیزهایی دیگری رو هم در اصول زیربنائیش تعریف کرده که میشه امامت و انتظار رو بر شمرد.

آیا می‌توانیم فقط همین یک بار از حق خویش بگذریم و برای ظهور منتظر دعا کنیم؟ یا برای دیگران هم دعا كنیم؟

اولین پنج شنبه ماه رجب و لیلة الرغائب، روز آمرزش و ریزش باران رحمت پروردگار است.

ریشه کلمه الرغائب رغبه هست و لیلة الرغائب شبی است که رغبت انسان به سوی پروردگار اوج می گیره و بندگان با بهره گیری از این شب خودشونو برای ورود به فصل نیایش یعنی ماه‌های مبارک شعبان و رمضان آماده می کنند.

میل به عبادت در لیلة الرغائب در وجود انسان تثبیت می‌شه و از بهترین اعمال در این روز، روزه گرفتن و شب را به عبادت گذراندن است.

یاعلی

تفاوت ولایت و ولایت پذیری
با سلطنت و پادشاهی


 

سوال:

ولایت و ولایت پذیری چه تفاوتی با سلطنت و پادشاهی دارد؟

 

پاسخ:

نظام ولایی یا حکومت دینی به نظامی گفته می شود که هماهنگ با تعالیم دینی و بر اساس"دین" باشد و دست کم در هیچ زمینه ای با آموزه هایی دینی ناسازگار نباشد. اما نظام پادشاهی به نظامی گفته می شود که که یک نفر به عنوان پادشاه یا ملکه در رأس حکومت باشد.
بین نظام ولایی و حكومت اسلامی با نظام و حكومت پادشاهی فرق های اساسی وجود دارد که این فرق ها در چند محور قابل بررسی است:

الف : در مشروعیت: ولایت و حاکمیت در اسلام اوّلا و بالذّات از آن خداوند است و اوست كه حق ولایت بر مردم را دارد زیرا اوست كه مردم را خلق كرده، روزی می دهد و به تمام جوانب روحی و جسمی آنان آشناست و مرگ و حیات همه در دست اوست.
خداوند می فرماید: «حاكمیت مخصوص خدا است[1]» و «همانا ولی و سرپرست شما خداوند است[2]».
در مرحله بعد خداوند این ولایت و سرپرستی را به پیامبر (ص)، ائمه طاهرین و بعد از آنان به مؤمنانی که دارای ویژگی های خاصی همچون ایمان و علم و قدرت ،عدالت و... باشند واگذار نموده است. قران مجید در این باره می فرماید: «پیامبر (ص) به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است»[3] و «همانا سرپرست شما خداوند و فرستاده او و مؤمنان اند»[4] بر این اساس، شیعه با استناد به ادلۀ قطعی، بعد از پیامبر (ص) ائمه اطهار (ع) را امامان و سرپرستان جامعه اسلامی می داند كه از سوی خداوند به این مقام منصوب شده اند بعد از آن علمای شیعه بر اساس ادله عقلی و نقلی، فقیهان عادل و با درایت را در زمان غیبت از طرف شرع و امام معصوم (ع) متصدی امر حكومت و سرپرستی جامعه اسلامی می دانند، البته نصب از طرف شارع با انتخاب مردم هیچ تنافی ندارد. همانطور كه در قانون اسلامی جمهوری اسلامی ایران، پیدا كردن مصداق ولی فقیه بر عهدۀ خبرگانی گذاشته شده است که خود مستقیماً توسط مردم انتخاب شده اند، یعنی مردم در تعیین مصداق ولی فقیه نقش اصلی را دارند، اما در حكومت های سلطنتی كه غالباً حکومت های استبدادی دارند مشروعیت آنها مستند به سنن اقوام و ملل است، شخص شاه یا با شورش و کودتا و یا به طور موروثی به این مقام منصوب شده است و در انتخاب شاه صلاحیت ها و شایستگی ها هیچ دخل و جایگاهی ندارد.[5]

ب.: نحوه انتخاب:
همانطور كه از مستند مشروعیت می توان استفاده كرد، شرایط و نحوۀ انتخاب در نظام ولایی بسیار متفاوت با نظام پادشاهی است. انتخاب در نظام ولایی بر اساس وجود بالاترین شرایط یعنی «عصمت» برای امامان معصوم (ع) و فقاهت و درایت و عدالت برای فقهاء است در حالی که در نظام پادشاهی، شاه یا ابتداءً با کودتا و شورش علیه دیگری و كنار زدن رقبا به حكومت می رسد و چه بسا خونخوارترین و پست ترین مردم به حكومت می رسد، و یا موروثی است كه مسلماً هیچ شرطی جز قرابت خانوادگی با شاه قبلی در آن معتبر نیست.
جمیز اول پادشاه انگلستان می گوید «مقام شاه خود به منزلۀ رمز و سرّی است كه نه حقوق دانان و نه فلاسفه نمی توانند در آن تحقیق نموده و به رمز آن ، پی ببرند» یعنی هیچ كس توانایی گذاشتن شروط برای مقام پادشاهی را ندارد.[6]
ج. نحوۀ تعامل با افراد جامعه: در نظام ولایی، ولی امر باید بر اساس قوانین و دستورات الهی و دوری از هر گونه هوی و هوس و آمال نفسانی جامعه را اداره کند و هر گاه فرمان الهی را زیر پا بگذارد خود به خود صلاحیت خود را از دست می دهد. همچنین در این نظام مردم به عنوان كسانی كه باید به آنها خدمت شود شناخته، می شوند. در نامه امام علی به مالك اشتر که منشور كاملی از تعامل دولت و نظام ولایی و اسلامی است، حضرت در نحوۀ برخورد با مردم،‌ می فرمایند: مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش، مبادا هرگز چونان حیوان شكاری باشی كه خوردن آنان را غنیمت دانی ... با خدا و با مردم و با خویشاوندان نزدیك، و با افرادی از رعیت خود، كه دوستشان داری با انصاف برخورد كن.» [7]
اما در نظام های پادشاهی قوانین و دستورات الهی در عمل ارزشی ندارد و معیار عمل امیال و دستورات پادشاه و اربابان اوست وبه راحتی می توانند در هر قانونی دخل و تصرف نمایند

د. چگونه عزل و بركناری:
در نظام ولایی، غیر از نظامی كه ولی معصوم (ع) بر مسند حكومت باشد كه به دلیل عصمت از هر گناه، خطا و لغزش به دور است،‌ دیگر نظامات مانند نظام ولایت فقیه دارای مكانیزم های برای عزل و احیاناً بركناری رهبر حكومت است. مثلاً در نظام جمهوری اسلامی طبق اصل یك صد و یازدهم قانون اساسی اگر ولی فقیه از شرایط رهبری عدول كند مجلس خبرگان حق عزل رهبر را دارد.
ولی در نظامات پادشاهی كه نظامات استبدادی است غالباً چنین چیزی دیده نشده است و مردم باید سالها رنج کشیده و پس از تحمل سختیها و مشقات زیاد بتوانند شاه را از قدرت پایین بکشند و یا فردی که دارای قدرت بیشتری است با انجام کودتایی شاه قبلی را برکنار کرده و خود یا دیگری را به جای او بنشاند.
اینها بخشی از تفاوت های نظام پادشاهی و نظام ولایی است و هر انسان با انصافی می تواند با مقایسۀ بین این دو نظام، تفاوت های بیشتری را که بین این دو نظام وجود دارد پیدا كند.

------------ --------- --------- ------
[1] انعام، 57.
[2] مائده، 55.
[3] احزاب، 6.
[4] مائده، 55.
[5] شاکرین ،حمید رضا،حکومت دینی،ص99 و 102و 103.
[6] پازارگاد، بهاءالدین،‌ تاریخ فلسفه سیاسی، ج 2، ص 502، انتشارات زوار.
[7] امام علی علیه السلام، نهج البلاغه،‌ نامه 53.

پنجشنبه بیستم تیر 1387

لیلة الرغائب چگونه شبی است؟

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. پیامبراكرم صلوات الله علیه فرمود: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، مستوجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود. اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.
پیامبراكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد
مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.
پیامبر اكرم صلوات الله علیه در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی. میّت می‌پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.

امید آن است كه در پایان این نماز با فضیلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنید و ما را نیز از دعای خیر خود محروم ننمایید.
" التماس دعا"

امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از شر کسی خائف و بیمناکی این دعا را بخوان.

«اللهم انک لا یکفی منک احد و انت تکفی من کل احد من خلقک فاکفنی شر (نام فرد شرور آورده شود)»
«بار خدایا، هیچکس شر تو را باز نمی گرداند، و تو شر همگان را باز می گردانی خدایا شر فلانی را از من بازگردان.»

پنجشنبه بیستم تیر 1387

رسول اکرم (ص) فرموده است: «وضو را کامل بگیر، تا از صراط همچون ابر بگذری.»
«کمال وضو» به این است که دعاهای مخصوص در هنگام شستن اعضای وضو خوانده شود. (به رساله های عملیه رجوع شود.)

ختم بسیار مجرب برای حوائج مهم به مدت چهل روز
امام صادق (ع) فرموده است: «هر کس سوره مبارکه حشر را جهت برآورده شدن حوائج و مهمات بزرگ و عظیم چهل روز، روزی یک مرتبه بخواند، حاجت او برآورده می شود، و اگر یک روز فوت شود، باید از سر گیرد.» و گفته شده: هر کس تا چهل روز مداومت کند، مستجاب الدعوه گردد.

چهارشنبه نوزدهم تیر 1387


علی

به سیزده رجب نزدیك می‌شوم. روز تولد مردی كه محبتش دلهای بسیاری را در برگرفته و نام و یادش همراه همیشگی و تداعی كننده مفاهیم زیبایی چون سخاوت و جوانمردی و بخشش و بزرگواری و پاكی و خوبی است. خیلی دوست دارم به این انسان والا نزدیك شوم تا بتوانم خودم را جزو خیل دوست داران او قراردهم.

اما دوستان واقعی این مرد بزرگ چه كسانی هستند؟ چه ویژگی‌هایی دارند؟ باید چگونه باشم تا در میان آنان خود را بیابم؟

بهترین دوستان علی علیه‌السلام توسط خود آن حضرت معرفی شده‌اند. از امروز تا سیزدهم رجب هر روز یكی از نشانه‌ها و ویژگی‌های دوستان او را باهم مرور می‌كنیم تا شاید بتوانیم برای تحقق این صفات در وجودمان انگیزه‌ای نویافته و قدمی برداریم. آمین

حضرت علی علیه‌السلام در حدیث 289 كلمات قصار نهج البلاغه ضمن بیان ارزش‌های واقعی برای یك دوست خوب، 12 صفت و ویژگی از صفات یكی از یاران و دوستان خود را به عنوان یك دوست خوب، این گونه توصیف می‌فرماید:

«كَانَ لِی فِیمَا مَضَی أَخٌ فِی اَللَّهِ وَ كَانَ یُعَظِّمُهُ فِی عَیْنِی، صِغَرُ اَلدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ ؛

ای‌ مردم‌ به‌ شما خبر دهم‌ از حال‌ برادری‌ كه‌ داشتم‌ و او در نظرم‌ از همه‌ مردم‌ بزرگتر بود، بالاترین‌ چیزی‌ كه‌ او را در نظرم‌ بزرگ‌ كرده‌ بود، پستی‌ و حقارت‌ دنیا در نظر او بود.»

ملاك و میزان اصلی در برادری، پیوندهای عقیده‌ای و فكری است كه دل‌ها را به یكدیگر گره می‌زند زیرا حضرت فرمود:

كان لی فیما مضی اخ فی الله ؛ مرا برادری بود در راه خدا.

امام علی علیه‌السلام بزرگی برادرش را در این می‌دید كه دنیا در نظرش كوچك بود؛ زیرا این برادر، گذر زمان را می‌نگریست و شتاب عمر را احساس می‌كرد و مرگ را نظاره‌گر بود.تبيان